السيد جعفر السجادي
486
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
جزئيات شروع مىكند و به كليات و مبادى مىرسد . « 1 » ملا صدرا در اين بخش از اسفار نيز مسألهء وجود و مراتب آن را عنوان كرده است و گويد : و مقصود از فعل طبيعت نحوى از وجود است . وى گويد مبدأ صورى مشترك بين امور طبيعى دو جهت دارند يكى جهت عقلى كه حاصل به ابداع است و ديگر جهت طبيعى كه مربوط به هيولى است كه منظور افلاك و نفوس فلكى است كه گويد قواى اجسامى ناشى از افلاك است و بالجمله ديدگاههاى خاص ملا صدرا در باب اجسام طبيعى و نيروها و قوّتها و صورتهاى آنها از اين قرار است : 1 - قوت نوعى از وجود است و قدرت هم نوعى از وجود است . 2 - صورت ، نوعى كاملتر از وجود است . 3 - جوهر از لحاظ وجودى قبول شدّت و ضعف مىكند به مانند وجود . 4 - ماده جهت ضعف وجود است و صورت جهت قوت آن . 5 - تركيب صورت و ماده نوع تركيب اتحادى است كه مربوط به اتحاد وجودى آن دو است . 6 - مجموع صورتها كه حاصل از حركت اجسام است از مبدئى به مقصدى داراى يك ماده است و در واقع يك وجود است . 7 - يك ماهيت ممكن است كه داراى انحايى از وجود مىباشد پارهاى شديد و پارهاى ضعيف پارهاى متقدم و پارهاى متأخّر . . . « 2 » موطن عهد - مراد از موطن عالم ذرر است . « 3 » ميزان - از جمله مسائلى كه ملا صدرا و متكلمان مورد بحث و بررسى قرار دادهاند مسأله ميزان است كه در قرآن مجيد هم آمده است ملا صدرا در شواهد الربوبيه در اين باب گويد : و اما « موازين » ( عبارتند از احكام و قوانين دينى و مذهبى ) كه كتب و صحايف اعمال بندگان در آنها قرار داده مىشوند ( و بر آنها عرضه مىشوند تا با آنها سنجيده شوند تا كه صحت و مطابقت و يا عدم صحت و مطابقت آنها با آن موازين معلوم گردد ) همانطور كه در اين عالم ، افكار و انظار علمى صحيح و باطل به وسيلهء علم ميزان يعنى علم منطق و قوانين مضبوطهء آن سنجيده مىشوند تا صحت و فساد آنها معلوم گردد و فكر صحيح از فكر فاسد باطل ممتاز و جدا گردد و آخرين چيزى كه در ميزان اعمال بندگان گذاشته مىشود ( تا شايد بدين وسيله حسنات بر سيئات اعمال آنان رجحان و غلبه پيدا كند ، ) گفتار بندهاى است كه مىگويد « الحمد للّه » و لذا پيغمبر اكرم ( ص ) فرمود : گفتار الحمد للَّه پر مىكند ميزان اعمال بندگان را . و بايد دانست كه كفهء ميزان هر كسى به مقدار علم و دانش او است ( به نظام عالم و مبدأ وجود ) و هر ذكر و عملى در ميزان سنجش اعمال داخل مىشود مگر ذكر « لا إله الا اللّه » . زيرا براى هر عملى در اين عالم ، كه عالم تضاد است ، مقابلى است ولى براى توحيد مقابلى جز شرك نيست و مسلم است كه توحيد و شرك در ميزان واحدى
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 2 ، صص 264 - 275 . ( 2 ) همان ، صص 276 - 307 . ( 3 ) مبدأ و معاد ، ص 203 .